چرا حاكميت افغانستان را زير سوال نمي بريم؟ يا چگونه كشوري ساخته ميشود؟


بسيار از مخالفان اسرائيل شنيده ايم كه در دلايل مخالفت خود با تشكيل «هرگونه» دولت اسرائيلي و «هرگونه» سازش با دولت فعلي اسرائيل، به اين نكته تكيه ميكنند كه اسرائيل كشوري اشغالگر است. يعني اين كشور تا 60 سال پيش وجود نداشته ولي با همكاري آمريكا و لابيهاي صهيونيستي و… آن كشور را به وجود آمده. در واقع اسرائيل ناحق است، چون از اول(اول دقيقا يعني كي؟) مال فلسطينيها بوده. اسرائيل هم در توجيه اشغالگري خود به اين نكته پافشاري ميكند كه سرزمين قدس از اول(احتمالا عهد عتيق) كشور يهوديان بوده كه آنها را از سرزمينشان بيرون رانده اند. البته از آنجايي كه ظاهرا مسيحيان يهودي ها را كشته اند و از كشورشان آواره كرده اند، همچنين با توجه به ادعاي ديگرشان كه ماجراي هولوكاست و كشته شدن شش ميليون يهودي توسط آلمانيهاي نازي است، يكي اين وسط پيدا شده مانند احمدي نژاد كه پته آنها را اينطور روي آب ميريزد كه عامل هيچكدام از آوارگيهاي يهوديان «مسلمانهاي فلسطين» نبوده اند.
مسئله مهم كه ذهن مرا مشغول كرده اين است كه چرا دولت اسرائيل را نبايد بپذيريم؟ اگر دليلش اين است كه حدود 60 سال پيش و با حيله(خريد زمينهاي اعراب) و جنگ(كه شروع كننده اش خود اعراب بودند) اين كشور را تشكيل داده اند، اين سوال پيش مي آيد كه بقيه كشورها چگونه به وجود آمده اند؟ مگر نه حمله حاكمان به سرزمينهاي ديگر و اشغال آنها چنان رسميت به حاكميت ملي ان كشور داده كه هرگونه اظهار نظر درباره اش حقوقا و اخلاقا مذموم است؟ آيا تفاوت مثلا افغانستان كه حدود 260 سال قبل مستقل اعلام شد، با اسرائيل كه 60 سال پيش مستقل اعلام شده فقط در حدود 200 سال نيست؟ حال اين چه حقانيتي است كه با تفاوت زماني 200 سال به وجود مي آيد؟ چرا بر عليه حاكميت ملي -مثلا-افغانستان اعتراض نميكنيم؟