آیت الله محقق داماد بر چه اساسی پیشنهاد مناظره با هاوکینگ را مطرح ساخت؟


امروز اتفاقی پیشنهاد مناظره با هاوکینگ توسط آیت الله محقق داماد را دیدم. کتاب هاوکینگ (The Grand Design)را هم پیدا کردم و شروع به خواندن کردم. آیت الله میگوید پرسش درباره ی کیهان صرفا مادی و تجربی نیست و باید براهین محکم عقلی را در نظر داشته باشیم، درواقع فلسفه باید جواب این سوالات را بدهد. ولی اگر کتاب هاوکینگ را خوانده باشید(که به هر حال بحث روی همین کتاب است) در سطور اول کتاب نویسنده به روشنی تکلیف خود با فلسفه را مشخص میکند:
people have always asked a multitude of question: how can we undrestand the world in wich we finde ourselves? how does the universe beahave? what is the nature of reality? where did all this ome from? did the universe need a creator?
traditionally these are questions for philosophy , but philosophy is dead. philosophy has not kept up with modern developments in sciience , particularly physics….

خوشبختانه کتاب به انگلیسی روان و ساده نوشته شده و به راحتی قابل خواندن است و فکر نمیکنم نیاز به ترجمه داشته باشد. طبق نظر نویسنده فلسفه نتوانسته خود را با علم جدید وفق دهد. فلسفه مرده است! این سوالات در دنیای جدید باید توسط علم جواب داده شود.

کاری به این مسئله ندارم و ممکن است نظریات آیت الله با دانشمند متفاوت باشد، ولی نکته ی جالب اینجاست که آیا آیت الله کتاب هاوکینگ را خوانده که پیشنهاد مناظره میدهد؟ مسلما نه. چرا که اگر خوانده بود متوجه تفاوت دیدگاه خود با دانشمند میشد و یا پیشنهاد را مطرح نمیکرد یا به شکلی دیگر.  چگونه است که کسی که هنوز کتاب فرد دیگر را نخوانده نظر او را رد میکند و پیشنهاد مناظره میدهد؟ غیر از اینکه حاجی هیچ توجهی به نظریات مخالفانش ندارد و فقط روی حرف خود پامیفشارد و مناظره را نه برای روشن شدن حقیقت که برای اثبات نظر جزمی خود میخواهد؟

دانلود کتاب: http://www.4shared.com/get/U7QGcF3Q/The_Grand_Design_By_Stephen_Ha.html


جوکهای حسن عباسی درباره اینترنت+دانلود


چند پست قبل من نوشته ی طنزی درباره نظریات عباسی درباره کامپیوتر و نرم افزار نوشتم ولی خداوکیلی این سخنرانی* عباسی را نشنیده بودم. تقریبا آن چیزهایی که من در قالب جوک و مسخره نوشته بودم، نظریات واقعی جناب عباسی است. مثلا درباره مایکروسافت و اپل که گفتم که دلیل نام گذاری به خاطر مسائل دینی و فرهنگی بوده، آقای عباسی هم اعتقاد دارد این ها را سازمانNSA برنامه ریزی میکند. البته این سازمان وجود دارد! و کنترل کننده هست و استانداردهایی را هم تعریف میکند، ولی نه به این شکل که این آقا گمان کرده.
یا مثلا یک نظر عجیب درباره وبکم دارد! فکر میکند وقتی با وبکم به اینترنت وصل میشوید، وبکم چشم شما را اسکن میکند و نتیجه را به NSA گزارش میکند! گویا در جمع این بزرگواران یک انسان آزاده نبود که بفهمد آن که میشود چشم را با آن اسکن کرد وبکم نیست و این کار ابزار مخصوص خود را دارد! نه دوربینی که بهترین کیفیت ذخیره سازی آن 800*600 پیکسل است و از پشت میز حتی چشمان فرد با دو یا سه پیکسل دیده میشود چه رسد به اینکه لنز چشم را بشود با آن آنالیز کرد!
درباره لپ تاپ های فینگر تاچ، نظر عمیقتری دارد «هربار که شما کامپیوتر خود را روشن میکنید و با فینگرتاچ اثر انگشت خود را وارد میکنید که به سیستم وارد شوید، اثر انگشت شما به NSA ارسال میشود…» این سوتی که دیگر نیاز به توضیح ندارد…
درباره ایمیل هم شنیده که ایمیل های ما به سرورهای یاهو و گوگل و هات میل و… میروند گمان کرده دلیلش این است که آنها میخواهند نامه ها را کنترل کنند، وگرنه چرا مثلا از اتاق ما مستقیم به اتاق کناری نمیروند؟! سیستم من به سیستم دوستم که در اتاق بغل است از طریق کابل شبکه وصل است، طول این کابل ده متر هم نمیشود، چرا اینهمه راه را دور میزند و به آن سر جهان در امریکا میرود بعد برمیگردد؟ خوب معلوم است!! میخواهند ایمیل من را بخوانند…البته شما این را به کسی که دیپلم کامپیوتر دارد بگویید به شما میخندد،(البته اگر کمی درباره توپولوژی شبکه بداند) ولی اگر آقای عباسی این را در سخنرانی بگوید میشود هنری کسنجر دنیای اسلام…
خواهشا این چرندیات این آقا را بخوانید و از از خنده روده بر شوید…(دانلود)
در کل این حرفهایی که این آقا میزند به درد دربیکاری به آنها فکر کردن و خود را سرگرم کردن میخورد، البته اگر از دشمنان قسم خورده استکبار! و امپریالیسم و… باشید.